تبليغاتX
دنیا ندیده

دنیا ندیده

دیدار از دنیای بی ندیده

در جواب رها

رهاجان سلام.از اینکه در جمله هایت قید زیاداستفاده کرده ای خوشحالم .مرا نمی شناسی اتفاقا به زیاد شاد بودن متهمم ولی در عین حال زیاد نباید پاستوریزه بود.من در نوشته هایم نوک تیز مطلب را بسوی عقلای قوم میگیرم آنان که روسای فکری جامعه هستندونتایج فکر انها عمل مردمان میشود.مردم در جوامع متاسفانه گوشت قربانی محسوب میشوندومن از این روند ناراحتم.اینکه کسانی باروشهای غربی شرقی سلطنتی و.....بخواهد از مردم بی پناه سواری بگیرد عذابم میدهد از اینرو سعی میکنم نظرات خودم را راجع به این گروه از مردم که خودرا روسای مردم محسوب میکنندبنویسم
حالا اگر تلخ است برناشیگری ام ببخشای که این گونه نوشتن را از جناب نوری زاد مثلا یاد گرفته ام.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 13:9  توسط علی عرب  | 

به نام خالق دانائی

اگر مبنای هر تحولی را دانائی یگیریم خواهیم دید که اکثر تحولات از روی دانائی نبوده بلکه براثر خیالات بوده است ولی پرچم علم بالا بوده است.در نقاط مختلف این کره خاکی انقلاب کودتا رای گیری انجام میشود ولی فایده در آن کمتر دیده میشود .اگر در جائی زمینه قبلی چیده شده بود جواب بهتری میدهد ولی نه کامل.از اینرو مثلا در فرانسه شاهدیم با آن همه ادعای حکومت مردم بر مردم با کوچکترین مشکل 400 یا 500 ماشین طعمه حریق میشود وضعیت مالی دنیا رو به وخامت عجیب گذاشته که کل متفکران اقتصادی جهان سر کار مانده اندکه چرا هفت میلیارد جمعیت داریم یعنی بازار فروش سرمایه داریم مثل دلار فن آوری داریم یعنی عوامل واسطه ای اما خریدار نداریم.

در این بین مملکتی داریم ایران نام.عده ای تصمیم دارند آبادش نمایند انقلابی کرده اند که چشم جهانیان را باز نگهداشته .اما دربین خودشان عده ای کوته نظرند وپر گو .دیگران را به  ندیدن مسائل متهم میدانند وخود را عین دانائی.

فرمولشان برای حل مسائل فقط همان فرمولهای مثلا فرانسوی است که الان ذکرش در بالا رفت یا موجب سقوط بوش وبلر شدیا موجب کلاف سردر گم وضعیت مالی دنیای فعلی.

ما اینان را ضد انقلاب یا منافق میدانیم چون اینان را اهل سکون وکنار آمدن با وضعیت فعلی میدانیم (فرمولهای فعلی اقتصاد دنیا روشهای فعلی اداره جمعیت یا.....)

اینان در اتهام زدن سر آمد روزگارند در دیدن مشکلات چشمشان به چند برابر دیدن عادت دارد ولی در فرمول برای حل مشگل حواله به متفکران غربی و شرقی میدهند.

اینان در فرهنگ خست خاصی دارند در لباس هر چه کوتاهتر در فیلم هر چه نخلی تر در نمایش که نگو هنوز در بینوایان مانده اند سریال را فقط برای طبقه متوسط میسازند که دید رو به بالا دارند.

کوخ نشینان در دید اینان اضافات جامعه اند که در هیچ طبقه ای نباید جایشان داد چون مایه آبرو ریزیند.

چون شکمشان سیر است زیر پایشان سواری خارجی دم دستشان سرمایه دلاری. آرزویشان هم آزادی است به سبک سخیف غربی.دادشان این است که چرا زنان و مردان به هم دست نمیدهند تا احترام کامل شود(شیرین عبادی و دکتر پیمان در دانشگاه زهرا رهنورد).چرا به سبک ترکیه دریاها محل خالی کردن عقدهای جنسی نیست تا پولهای یوروئی (حرام)نصیب ما (طبقه برخوردار)شود.اصلا صنعت برای چیست؟ماشین اتازونی هست به نصف قیمت وارد میکنیم کارگر ایرانی هم برود عرق سگی بفروشد.

توی دانشگاه اساتید را وادار به تدریس ترجمه میکنندهر کس حرف بزند ضد ازادی است در جامعه اگر مردم به کسی غیراز نهضت ترجمه رای دهند بی سواد هستند و حتما دروغ گو.ومردم فریب خورده (مرگ بر این دولت مردم فریب)

روی دیوار بیمارستان مهدیه پائین تر از میدان شوش (اگرمهندس میر لجن بلد باشند)شعری در وصف این گروه نادان پرگوی زور گو نوشته :

بزنم تهمت و بهتان چو گویند مزن  بزنم دادو کشم جیغ که آزادی نیست

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 9:51  توسط علی عرب  | 

امام خامنه اي


عکس با سايز بزرگ را از اينجا دانلود کنيد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 8:0  توسط علی عرب  | 

در جواب نامه دوم نوری زاد به

از اینکه از عاج فیل به سطح فهم مردم عادی رسیدی خوشحالم قبلا فقط باید به حرفت گوش میکردیم اما حالا میتوانیم بهت فحش هم بدیم .الان که عجز ولابه تورا میبینم خوشحال میشوم یه بار بهت زنگ زدم که دعوتت کنم مسجد.اما همچین بهم حمله کردی که برادر مگه نمیبینی دارم فیلم میسازم؟!!بله داشتی کار فرهنگی میکردی هیچی حالیت نبود رستم را با علی مرتضی مقایسه میکردی شمع وپروانه بیت المال میساختی.مردک همیشه 10سال عقبی.تو فحش دادن ده سال تونامه نوشتن 20 سال .خاک بر سر 30 سال از بیت المال ارتزاق کردی از یک فقیر فکری تبدیل شدی به خر 2طبقه که باز هم به دیگران رهنمود میدهی!!!مردم .بی شعور این چیزهائی که تو میگی همه میدانند برایشان هم روشن است دارند عمل هم میکنند .در وضعیت فعلی اکثریت مردم مشکلات را بردوششان میکشند اما منت حقارت کشیدن از 4تا روشنفکر بی نسخه را نمیکشند مردم دوست دارند مملکت صاحب ورئیسش یک نفرباشد که هست مخالف داشته باشد که دارد کروبی موسوی خاتمی بهترین دوستان نظامند مگه کسی شک دارد اینها دارند میکروبهای جامعه را جمع میکنند شیطان سگ درگاه الهی است پاچه ناپاکان را میگیرد تا به درگاه الهی وارد نشوندمنتها مدیریت جریانات جامعه بعهده رهبر مردم است که مردم این را میفهمند متوی خر نمیفهمی باز هم مشغول رهنمود دادن این بار بازبان نیش دا به کسی هستی که باید در این موقعیت پر تلاطم یاورش باشی .نگو که پس من دارم چه کار مگه میکنم دارم به احادیث عمل میکنم .تو فقط داری غر غر میزنی جبهه ات را گم کرده ای شده ای طرفدار نفر .به حساب الکن تو کار از دست خدا در امده افتاده دست فلا نی ها.به عبارتی تو فقط همیشه مخالف وضع موجودی حالا زمانی در پوستین حزب الله زمانی در نقش اصلاحات چی.
اینها که نوشتم برای هدایت تو نبود خواستم نظرات فردی از لب مرز تهران و شابدالعظیم  را بدنی.وگرنه تو تازه اول راهی باید ازاین منبعد مثل اسب بدوی

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 7:51  توسط علی عرب  | 

تحلیل شرایط روزشاید برای عده ای بغرنج به نظربرسد شاید چون مسائل روزمره آنقدر سریع اتفاق می افتد که رصد آن غیر ممکن مینمایداما برای عده ای دیگر مسائل کاملا روشن است!!!!


امادر هردو گروه در هر حال تصمیم گیریهائی انجام میشودکه نتیجه اش گاها تلخ وگاها شیرین ودر اغلب اوقات بی مزه است.بیشترین تصمیم هارا جوانان میگیرند وکمترین تصمیم را پیران وبا تجربه ها.

نظر به اهمیت جریانات روز در زندگی روزمره عده ای را به این فراست انداخته که با همه چیز مخالف باشند عده ای را به وادی متخصص پروری کشانده و عده ای دیگر را به بی تفاوتی انداخته .

دراین بین ودر موقعیت فعلی سیاسی عصر ما ایسم های مختلف به سرعت امتحان پس دادند وهر کدام صحنه ای را عرصه تاخت وتاز قرا دادندفاشیت های هیتلری کمونیست های روسی لیبرالهای امریکائی طالبانهای وهابی دیکتاتورهای افریقائی یا اسیائی کودتاچی ها رئالیستها نئو رئالها نئو نازیها.........

تا اینکه نوبت به تفکر شخصیتی ممتاز از خاورمیانه رسیداگر تا به آن روز چیزی به اسم سیاست فقط در تیول عده ای خان و خانزاده واشراف کوچک وبزرگ بود که به هر چیز از نان ونام مردم تا ناموسشان اسم سیاست میگذاشتندوهر نوع واکنشی را به همین عنوان به نا کجا آباد میفرستادند.این بار مردی آمد که فهم همه امور زندگی را در ید خود مردم گذاشت .به جایشان فکر نکرد بلکه فکر را ارائه کردقبول وردش را به عهده خودشان گذاشت .

شاید این حرف برای عده ای ساده بیایدو فوری به قضاوت بنشیننداما واقعیت این است که این حرف پوستی لطیف میخواهد که از درزهای آن حرف به درون رودبا خون آمیخته شود وبه مغز برسدنه برعکس.

شاید مشکل امروز ما با عده ای. همین امر است که اول همه چیز را به مرکز فرماندهی بدن میفرستند بیچاره مغز را حیران میکنندبه گیج گیجه می اندازندونتیجه که نمیگیرند هیچ به زمین وزمان شروع میکنند گیر دادن غر زدن عربده کشیدن برای هر حرفی مقصر ترشیدن.

مسوول همه ناکامیهای ذهنی خود را دیگران میبینندودر نتیجه راه حل را در تحول بدون فوت وقت می بینند.

دوره حاضر همچین دوره ای به نظر میرسد بعضی ها به امکاناتی رسیده انددیداری شنیداری نوشتاری....

شروع کرده اند برای عده ای دیگر نسخه وزیت کردن که آی مردم راه همین است که ما میگیم یا با مائید یا دشمن .جورج بوش نماد بارز. طالبان دنباله رو او .جالب اینکه عده ای در ینگه دنیا این نسخه را پمپاژ.عده ای در داخل به نشخوار آن مفتخر.

اگر بخواهیم مصداقی بحث کنیم در دوره معاصر از این طیف بسیار نام میتوان برد که در مقال فعلی نمیگنجدو منظور روی این چند ماهه است .میر لجن سبزی نژاد یکی از همین طیف است که عوض ارائه انچه در ذهن معیوبش میگذرد فشار گذاشته تا آن را اجرائی کند.

طیفی که نام خود را به اصطلاح اصلاحتی گذاشته انددر حقیقت وبه عینه همان دنباله روهای ایسم های لیبرال کمونیستی فاشیستی کودتائی قدیم اند که در آن دیگ ها پخته شده و روانه بازار عمل شده اند.

طیف مذکور علاقه عجیبی یه فرو کردن حرفشان به صورت نسخه یا میخ طویله. دیدن مخ مردم به صورت سندان که باید با پتک گران امریکائی روی آن کوبیددارند .علاقه وافر آنان به روشهای انقلابهای چپ و خوراکهای غرب فوق العاده است.ساعتشان را به وقت گرینویچ تنظیم میکنندماهواره دیجیتال پایه گردون میخرند وبرای خودشان شان کمتر از خدائی قائل نیستندو طبیعتا هر کسی که به غیر ازراه انان رود به قبرستان!!!!

روشهایشان اما نخ نما در اینجا.شاید بگوئید چرا؟!!!

میرلجن شاید به خود گفته از دست خاتمی که کاری برنیامدحجاریان هم که گفت:اصلاحات مرد .پس من به روش دوستان کمونیست امریکائی شده ام کودتائی به روش هایله ماریام افریقائی و به رنگ نارنجی اکراینی با چارت بندی تئو رسینهای انگلیسی زبان (جین شارپ)به راه می اندازم بالاخره عده ای پیدا میشوند که به ما سواری بدهندزحمت رئیس شدن ما را بکشند مگه چه چیز من از ناصرالدین شاه قجر کمتر است؟!!!

هنوز طرف هیچ راه حلی ارائه نکرده عده ای که در بالا توصیفشان شدچسبیدندبه لنگ طرف .به زور میخواهند گندش کنند اما برای کی؟

اگر برای مردم که مردم در انتخابات نظرشان را میگویندمیماند برای ارباب عموسان نشان.که اوهم نشسته برای این اجنبی پرستان دم هم تکان نمیدهد مفت که به کسی چیزی نمیدهد.

در هر حال مدیریت ارائه فکر فعلا از آن تفکر حزب الله است به رهبری مقام عظمای ولایت شاگرد طراز اول امام ایت خدا روی زمین آقا سید علی خامنه ای حفظه ا...

ومدیریت به روش ایسم های وارداتی فعلا زیر نظر تجربه گراهای نوکر صفت صهیوننیسم پرور زیر نظر امریکا پرستان اصلاحات چی سرپرستی میشود.

این وسط هرکس را در گور خودش میگذارند گناه هر کس به عهده خود اوست درست عمل کردن عین ثواب است وواجب.

تا فردا عبرت دیگران نباشیم.



+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 21:10  توسط علی عرب  | 

اندر جواب سیزده ابان امین

اخوی امین سلام .خوبست که کم کم به چرائی این نکته بپردازی که چرا جماعت به تفکر شمایان انگ منافق میزند متهم کردن دیگران فقط بدرد تفریح دو طرف اکثریت و اقلیت میخورد وبس.مطلبت در بعداز ظهرهای یک منافق در روز قدس یادت هست نوشته بودی چادر از سر مادرت کشیدند و گفتند منافق نباید نماز بخواند.روی مطلب منافق از دیدگاه خودت و مقابلینت تمرکز کن تحلیل وبررسی خودت را تقریر کن . از ارائه خبر صرف خوداری کن دیگران هستندکه بی فایده است و فقط بدرد بالا و پائین رفتن فشار خون میخورد.یاحق

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 9:8  توسط علی عرب  | 

رنگ واقعي جلبك‌هاي سبز

sabz

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 20:39  توسط علی عرب  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 7:55  توسط علی عرب  | 

جنبش سبز

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 22:17  توسط علی عرب  | 

گفت‌وگوی غافلگیرانه با محتشمی‌پور درباره نه غزه، نه لبنان!


پنجشنبه شب 23/7/1388 هنگامی که "علی اکبر محتشمی پور" رئیس کمیته صیانت آراء میر حسین موسوی و از سران آشوب های بعد از انتخابات ریاست جمهوری، جهت شرکت در کنفرانس سازمان های مردم نهاد حامی فلسطین که در سوریه برگزار می شد، به دمشق آمده بود، در حرم حضرت زینب (س) مورد سوال دو خبرنگار ایرانی قرار گرفت.

به گزارش رجانيوز، حمید داودآبادی در ویلاگ شخصی خود نوشت :محتشمی‌پور که شدیدا تلاش داشت مردم او را نشناسند و به همین خاطر در صحن حرم، عمامه را از سرش بر می داشت، با روبه رو شدن با خبرنگاران ایرانی، عصبانی شد و از پاسخ دادن به سوالات آنان که در کمال تعجب می دیدند حامی شعار صهیونیستی "نه غزه، نه لبنان" حامیان موسوی، به عنوان رئیس جمعیت حامیان فلسطین به دمشق آمده است، طفره رفت.

محتشمی‌پور در حالی که شدیدا عصبی شده بود، سعی داشت با متبسم نشان دادن چهره، خود را خون سرد نشان دهد که این شگرد با تلاش او برای قاپیدن ضبط خبرنگار، خنثی شد.

خبرنگاران که خواستار روشن شدن مواضع محتشمی در برابر فلسطین و لبنان بودند، از او خواستند که بگوید چرا تا چندی پیش فلسطین و لبنان در اولویت اعتقادی امثال او بود ولی امروز، همراه و همگام با همه ضدانقلابیون و از همه بدتر بلندگوهای رژیم صهیونیستی، به نفی همه آرمان های امام خمینی (ره) پرداخته است.

این برخورد محتشمی‌پور نشان گر این مسئله است که برخی افراد، برای دست یابی به منافع و مصالح شخصی خود، حاضرند آرمان ها و اعتقاداتی را که زمان برای آن تا پای جان مایه گذاشتند، امروز به سادگی قربانی کنند.

لازم به ذکر است که علی اکبر محتشمی‌پور سفیر اسبق ایران در دمشق، مدعی است که "حزب الله لبنان" را او پایه گذاری کرده و از فعالان عرصه فلسطین نیز می باشد. وی که هنوز رئیس جمعیت حامیان فلسطین است، هنگامی که در دهه 60 از مدافعین سرسخت آرمان های لبنان و فلسیطن بود، در توطئه بمب گذاری صهیونیست ها در بسته ای که برای او فرستاده بودند، در راه آرمان های برحق امام خمینی (ره) در دفاع از مظلومان فلسطین و لبنان، به شدت مجروح شد که قطع یک دست از مچ و جراحات بسیار دیگری را برای او به دنبال داشت.
محتشمی‌پور از جمله افرادی است که آمریکا و صهیونیست ها به دلیل ضرباتی که از حضور او در لبنان و

سوریه در دهه 60 خوردند، به شدت از او عصبانی هستند و وی از اولین نفرات لیست "سازمان سیا" و "اف .بی .آی" آمریکا برای ربودن یا ترور می باشد.

در هنگامه انتخابات دهم ریاست جمهوری، محتشمی‌پور همچون موسوی و کروبی، به سادگی همه آرمان ها و اعتقاداتش را در پای قدرت فدا کرد و با سر دادن شعار صهیونیستی "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" سعی کرد تا لبخند دشمنان دیرین خود را بطلبد!

متن کامل گفت وگو با علی اکبر محتشمی‌پور:

م ـ حاجی سؤال منو جواب می‌دید؟
محتشمی‌پور: اینجا جای دعا و ...
م ـ حاجی دعا چیه؟ دعا باید اثر داشته باشه. ما دین رو از شما یاد گرفتیم. انقلاب رو از شما یاد گرفتیم. استکبارستیزی رو از شما یاد گرفتیم، اون‌ وقت طرفدارای شما میان توی خیابونای تهران داد می‌زنن می‌گن: نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران. شما هم که دم از فلسطین می‌زنین، من نمی‌تونم این تعارض رو حل کنم.
محتشمی‌پور: جواب ندارم بدم؛ چون شما نمی‌فهمی.
م ـ من نمی‌فهم؟! من جوان جویای جوابم.
محتشمی‌پور: اگه شعور داشتی می‌فهمیدی.
م ـ با طرفداراتون هم ...
محتشمی‌پور: برو اون ‌ور ...
م ـ من موندم کروبی‌ای که...
محتشمی‌پور: برو از کروبی بپرس.
م ـ چه فرقی داره؟ حضرت‌عالی رئیس کمیته صیانت از آرای اون بودی! جواب سوال های منو کی باید بده؟ این گندی که زدید به مملکت و حیثیتش رفت و ...
محتشمی‌پور: به تو چه ربطی داره؟
م ـ یعنی چی چه ربطی داره؟ شما که توی ایران نیستید کسی از شما سؤال کنه ...
محتشمی‌پور: تو ایران باهات صحبت می‌کنم.
م ـ شما اصلا جرات می‌کنی پات رو بذاری ایران؟
محتشمی‌پور: عجب خری هستی! من فردا ایرانم ...
م ـ ا، یعنی چی می‌گی خری؟
محتشمی‌پور: خب معلومه دیگه این جور که حرف می‌زنی همینه دیگه ...
م ـ جواب منو نمی‌دی؟
محتشمی‌پور: به تو جواب نمی‌دم.
م ـ آهان... همه‌تون همینید. اون میرحسین‌تون هم یک‌بار نیومد مصاحبه کنه به کسی جواب پس بده.
محتشمی‌پور: شما انسان هستی یا نیستی؟
م ـ من خبرنگارم، دنبال جواب سوالم می‌گردم. الان هم دارم صدات رو ضبط می‌کنم. چهار روز دیگه می‌ذارم روی سایت. درست حرف بزن، شما یک‌ زمانی وزیر کشور بودی.
د: حاج‌آقا جلوی موج سبزی‌ها هم همین جوری صحبت می‌کنی؟ بهشون می‌گی خرید؟ شما که به مخالف خودت می‌گی خری، نمی‌فهمی؟
م ـ هم عکست رو گرفتم، هم صدات رو ضبط کردم. باید مردم بفهمند با یک سوال‌ کننده چطور حرف می‌زنید.
محتشمی‌پور: هر کاری می‌خوای بکنی بکن.
د: حاج آقا امام را ارزان فروختی به موسوی و کروبی ...
محتشمی‌پور: شما که بلدید از این کارها بکنید. برید بکنید.
د: از دستت خجالت بکش حاج‌آقا، دستت رو برای چی دادی؟ برای کروبی دادی؟ برای زندان زنان کروبی دادی؟
محتشمی‌پور: شماها که می‌تونید همه کاری بکنید.
د: شما که بدتر از همه هر کاری می‌تونید بکنید. خدای این کارهایید.
محتشمی‌پور: من حرفی ندارم با شما بزنم.
م ـ ما حرف داریم با شما.
محتشمی‌پور: بزنید. شما که دارید، روزنامه دارید، تلویزیون دارید.
م ـ شما هم ...
محتشمی‌پور: اینترنت دارید...
م ـ اینترنت که مال ارباب‌های شماست. مال یو اس‌ آ ست.
د: مگه شما نداشتید؟ مگه شما گوگوش رو، اکبر گنجی رو ندارید. از این گنده‌تر می‌خوایید؟ اون ها که دارن حرف‌های شما رو می‌زنن. الان شما امامتون شده گوگوش. مگه نشده حاج آقا؟ شما همه افتخارتون به اینه که گوگوش اومده سبز می‌پوشه. همه عشق آقای موسوی مگه این نیست؟
محتشمی‌پور: شما که این‌ جور متهم می‌کنید ...
د: متهم نمی‌کنیم. خودتون می‌گید. شما از زندان زنان کروبی خبر نداری؟ از فسادهای کروبی توی بنیاد شهید خبر نداری؟ همه رو می‌دونی ...
محتشمی‌پور: شما هی فحش می‌دید ...
م ـ ما کی فحش دادیم. شما به من گفتی خر. من به شما گفتم سوال دارم دنبال جواب سوالم هستم.
محتشمی‌پور: مگه شما آزاد نیستی که سوال کنی؟
م ـ مگه شما دستت رو برای لبنان ندادی؟
محتشمی‌پور: به شما چه ربطی داره دستم رو برای چی دادم؟
م ـ نه غزه نه لبنان یعنی چی؟ شما به ما یاد داد دادید استکبار ستیزی رو.
محتشمی‌پور: من هر کاری کردم به خاطر خدا کردم.
م ـ به خاطر خدا هم خلافش رو انجام می‌دید؟
(در این زمان محتشمی پور با عصبانیت دست انداخت تا ضبط صوت را از خبرنگار بقاپد.)
م ـ ا. حاجی این یه دونه که نیست که ماها معمولا چند تا از اینها داریم. رکوردر من رو هم که بشکنی چیزی عوض نمی‌شه ...
د: شما با سعید حجاریان و خسرو تهرانی چه فرقی داری؟ از خون رجایی گذشتید به خاطر خسرو تهرانی؟
م ـ ببین ... این مردمی که اومدن این جا برای زیارت، یک نفرشون سبزی نیستن. خدا شاهده اگر داد بزنم که این رئیس کمیته صیانت از آرای کروبی و موسویه، تیکه بزرگه‌ات گوشته. این جوری هستن مردم. طرفدارای شما توی شمال تهران دارن الواط بازی درمیارن.
د: دینت رو مجانی فروختی حاج‌ آقا ... برو عاقبتت رو خدا به‌ خیر کنه.

(در این زمان محتشمی پور با عصبانیت راهش را کشید و به طرف بیرون حرم رفت و همراه با میزبانان پاکستانی اش سوار بر ماشین مدل بالایی شد و رفت.)

..........................................................................................................................................................


.............

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 21:45  توسط علی عرب  |